جبهه اقـــدام

جبهه وبلاگ نویسان مطالبه گر انقلاب اسلامی

جبهه اقـــدام

جبهه وبلاگ نویسان مطالبه گر انقلاب اسلامی

جبهه اقـــدام
پیوندهای روزانه

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بخش دوم: اثبات از طریق احادیث

برای اثبات خلافت و ولایت ائمه طاهرین علیهم السلام، اخبار متواتر بین فریقین و شمه‌ای از اخبار در ذکر و تصریح به خلافت ائمه معصومین و بعضی از فضائل و مناقب آن عزیزان بیان می‌شود:

 


۱ ـ حدیث غدیرخم

روایت غدیر از اخبار متواتر است که پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله بعد از قرائت از وظایف حجه‌الوداع درمحل غدیر خم در روز هجدهم ذی الحجه سال دهم هجری فرمان از طرف خداوند متعال مبنی بر اینکه این مطلب، ولایت حضرت علی علیه السلام را به مردم ابلاغ کن. پیامبر اکرم مردم را نگه داشتند و فرمان دادند آن‌هایی که جلوتر رفته‌اند بازگردند و آن‌هایی که جامانده‌اند خود را برسانند. سپس منبری از جحاز شتر برای حضرت درست کردند. حضرت روی جحاز رفتند و خطبه مفصلی در جمع همه حجّاج ایراد نمودند و ابتدا از مردم سوال کردند:

یا مَعاشِرَ النّاس، اَلَستُ اَولی بِکُم مِن اَنفُسِکُم؟ قالوا: بَلی؛ ای جماعت مردم، آیا من از طرف خدای متعال بر شما ولایت ندارم؟ عرض کردند: آری. بعد از پاسخ مثبت همه حجاج، دست حضرت علی علیه السلام را در برابر مردم بلند کردند و فرمودند: قال مَن کُنتُ مَولاه فَهذا عَلیٌّ مَولاه؛ هر کس که من مولا و صاحب اختیار او هستم. پس از من علی بن ابیطالب موالا و صاحب اختیار اوست. سپس دست مبارک خود را بلند نموده و چنین دعا فرمودند:

اللّهُمَّ والِ مَن والاه وَ عادِ مَن عاداه وَ اَحَبَّ مَن اَحَبَّه وَ اَبغَضَ مَن اَبغَضَهُ وَ انصُر مَن نَصَره وَاخذُل مَن خَذَلَه و اَدرِ الحَقَّ مَعَهُ حَیثُ دار؛ خداوندا، دوستان او را دوست بدار و دشمنان او را دشمن بدار، محبوب بدار آن کس که او را محبوب دارد، و مبغوض بدار آن کس که او را مبغوض دارد، یارانش را یاری کن و آن‌ها را که ترک یاریش کنند از یاری خویش محروم ساز و حق را همراه او بدار و او را از حق جدا مکن.

 

 

برخی نکات مهم در رابطه با حدیث غدیر و اهمیت آن:

*سفارش رسول خدا صلوات الله علیه و آله در روز غدیر است که فرمودند: «فلیبلّغ الحاضر الغایب» باید پیام غدیر را به نسل‌های بعد خود منتقل نماییم و برای این امر لازم است از این ماجرا زیادتر صحبت شود و برای جوانان و نوجوانان در قالب مجالس مختلف و در نیز در مدارس دربارة آن صحبت شود تا زنده بماند.

*«حموینی» یکی از بزرگان اهل سنت نقل می‌کند که ابوبکر و عمر سوال کردند: آیا این ولایت مخصوص حضرت علی علیه السلام است؟ حضرت فرمودند: مخصوص حضرت علی علیه السلام و اوصیاء من تا روز قیامت است. آن دو پرسیدند: اوصیاء شما چه کسانی هستند؟ حضرت پاسخ فرمودند: عَلیُّ اَخی وَ وَزیری وَ وارِثی وَ وَصیّی وَ خَلیفَتی فی اُمَّتی وَ وَلیُّ کُلِّ مُؤمِن مِن بَعدی، ثُمَّ ابنِی الحَسنُ، ثُمَّ ابنِی الحُسَینُ، ثُمَّ تِسعَة مِن وُلدِ ابنِی الحُسَینِ وَ اَحداً بَعدَ واحِدٍ، القرآنُ مَعَهُم وَ هُم مَعَ القرآن لایُفارِقونَهُ وَ لایُفارِقُهُم حَتّی یَرِدا عَلَی الحَوضَ.

*حدیث غدیر خم، از قطعی ترین روایات اسلامی و از احادیث متواتر است. این حدیث را ۱۱۰ نفر از صحابه و ۸۴ نفر از تابعین نقل کرده اند. اسناد این حدیث در کتاب های المراجعات مرحوم سید شرف الدین عاملی، عبقات الانوار میر حامد حسین هندی، دلائل الصدق مرحوم مظفر و جلد اول کتاب الغدیر مرحوم علامه امینی موجود است.

*نکته: به عنوان تذکر، بار دیگر می‌گوییم که مسئله امامت و ولایت و جانشینی امیرالمؤمنین علی علیه السلام از روز اول دعوت عمومی یعنی «یوم الدار» اعلام شده بود. و بعد از آن حضرت پیامبر صلی الله و علیه و آله در مواقع مختلف این مطلب را بیان می‌نمودند. برای آخرین اتمام حجت، در آن اجتماع چند هزار نفری، به صراحت حضرت علی علیه السلام را به عنوان ولی و سرپرست مردم و جانشین خود، اعلام نمودند و به همة مردم تا پایان عمر دنیا، دستور دادند که از آن حضرت پیروی کنند.

*باید دانست ماجرای غدیرخم یک مسأله تاریخی ساده نیست که به فراموشی سپرده شود بلکه یک مسأله‌ای است که به سرنوشت انسان‌ها و هدایت بشریت تا قیامت مربوط می‌شود. ائمه نیز بارها در مناظره‌ با مخالفان به این واقعه اشاره کرده‌اند از جمله خود آقا امیرالمؤمنین علیه السلام در شورای شش نفره‌ای که خلیفه دوم برای تعیین خلیفة سوم تشکیل داده بود، حضّار را قسم داد که «آیا یادتان هست که رسول خدا صلی الله و علیه و آله فرمود: من کنت مولاه فهذا علی مولاه»

*در روز غدیر لقب امیرالمؤمنین مختصّ حضرت علی علیه السلام قرار داده شد.

* در تاریخ اسلام کتب زیادی درباره غدیر نوشته شده است. شیخ آقا بزرگ تهرانی در کتابی نام کتبی که دراین باره نوشته شده است را بیان کرده است. علامه امینی نیز در کتاب الغدیر به معرفی بزرگان و ادیبان و افرادی که در طول تاریخ اسلام درباره غدیر سخنی داشته‌اند پرداخته‌است که با توضیحات آن بالغ بر ده جلد کتاب شده است.


 


* خطابة غدیر حدیث مفّصلی است که حاوی نکات مهمّی از زبان رسول خدا است. دراینجا به برخی از محتوای این خطابه اشاره می‌شود:

  • پیامبر در بخشی از این خطبه فرمودند: من مأموریتم را ابلاغ کردم، بدانید که این سلسه امامت تا قیامت پابرجاست.
  • بدانید که به زودی عدّه‌ای آیند که می‌خواهند امامت را چپاول کنند. سپس آن‌ها را نفرین کردند.
  • فرمان امام خود را گوش دهید تا هدایت شوید.
  • من صراط مستقیم هستم. من به امر خدا شما را به پیروی از علی و امامان بعد از او دعوت می‌کنم.
  • با اینان ستیزه نکنید. ستیزه‌کنندگان با اینان یاران شیطان هستند.
  • دوستان این امامان مؤمنان و دشمنان آن‌ها در آتش هستند.
  • یا معاشرالناس این علی بعد از من شما را آگاه کند. او صاحب اختیار شماست.
  • خداوند از من خواسته است تا از شما اقرار بگیرم که او امیر شماست.
  • سپس از مردم خواستند تا با نام امیرالمؤمنین به حضرت علی علیه السلام سلام کنند و به این ترتیب با ایشان بیعت کردند.
  • در این خطبه رسول خدا صلی الله و علیه و آله فرمودند: انکارکنندگان امامت حضرت علی علیه السلام کافرند.
  • او علی را برتر بدانید. علمی نیست مگر اینکه او می‌داند. او را فراموش نکنید و از او نگریزید. بدانید که خدا او را نصب فرموده است. هرچه می‌گوید عمل کنید.
  • هر کس او را نپذیرد ایمان نیاورده است و ملعون و مغضوب است.
  • دوست بدارید هر که او را دوست دارد و فرزندانش برترین اوصیا و جانشینان هستند.
  • سپس رسول گرامی اسلام دعا فرمودند: خدایا یاران علی را یاری کن و دشمنان او را خوار کن.
  • در انتهای همین خطبه رسول خدا اشاره‌ای مفصّل به امام دوازدهم و ویژگی‌های ایشان فرمودند: او آخرین وصی من است و انتقام‌گیرنده است از دشمنان و خونخواهان تمام اولیای خداست.۱

 

۲ ـ حدیث ثقلین

حضرت هر دو انگشت سبابه خود را کنار هم گذاشتند و فرمودند:

اِنّی تارِکٌ فیکُمُ الثِّقَلَین کِتاب الله وَ عِترَتی اَهل بَیتی ما آن تَمَسَّکتُم بِهِما لَن تَضَلُّو اَبَداً وَ اِنَّهُما لَن یَفتَرِقا حَتّی یَرِدا عَلَی الحَوض؛ من در میان شما دو چیز گرانبها می‌گذارم یکی کتاب خدا قرآن و دیگری عترت و اهل بیتم را. شما تا وقتی که به این دو تمسک جوئید هرگز گمراه نخواهید شد. آن دو هرگز ازهم جدا نخواهند شد تا در کنار حوض کوثر نزد من وارد شوند.

این حدیث از احادیث متواتری است که بزرگان شیعه و سنی در کتاب های خود به آن اشاره کرده اند. از جمله در کتاب های صحیح مسلم، صحیح ترمذی، غایه المرام، احقاق الحق، مستدرک حاکم... از پیامبر اکرم نقل شده است.

نکته: قرار دادن اهل بیت: در کنار قرآن کریم، به عنوان دو چیز گرانمایه و تأکید بر مسئولیت الهی در مورد آنان، نشان می‌دهد که این با هم با سرنوشت مسلمین و هدایت آن‌ها و حفظ اصول اسلام، پیوند و ارتباط دارد، در غیر اینصورت کنار هم قرار نمی‌گرفت. به عبارت ساده نمیشود کتاب باشد ولی معلّم این کتاب موجود نباشد. کتاب هدایت همراه با معلمی که آن کتاب را توضیح و شرح می‌دهد، سبب هدایت می‌شود.

یعنی آن‌ها که طالب حقایق قرآن هستند باید تمسک جویند به این دو چیز ثقیل و گرانبها که همیشه، همراه یکدیگرند و جدائی ناپذیرند. اهل بیت، قرآن ناطق و مفسر قرآن هستند و قرآن کتبی، قرآن صامت است. هر دو چراغ هدایت و نورند در همه ادوار و برای اقوام تا قیامت. پس حرف دو گروه اشتباه است:

الف) آن‌هایی که گفتند: «حَسبُنا کِتابَ الله» چون حرفشان دقیقاً مخالف کلام پیامبر صلی الله و علیه و آله است.

ب) برخی گفتند: شیعه طرف عترت را گرفته و بقیه مذاهب طرفدار قرآن هستند، این حرف غلط است. چون اولاً، شیعه هر دو را با هم گرفته است. ثانیاً این دو (قرآن و عترت) مقابل هم و منفک از هم نیستند که یکی بخواهد یک گروه را و دیگری بخواهد گروه دیگری را برگزیند.

دیگران هم اگر واقعاً طرف قرآن را گرفته بودند و از آن پیروی می‌کردند، باید مطیع اهل بیت، می‌شدند.

چون خود قران گفته که از اهل بیت پیروی کنید. (که آیه‌هایش در صفحات قبلی، ملاحظه شد).

نکته ۲: همانگونه که پیروی از قرآن بدون هیچگونه قید و شرط بر همه مسلمین واجب است، پیروی از اهل بیت عصمت، نیز بدون قید و شرط واجب است.

جدایی ناپذیر بودن آن‌ها از قرآن یکسو و لزوم پیروی بی قید و شرط از آنان از سوی دیگر، دلیل روشنی برعصمت آن‌ها از هر گونه گناه و خطا و اشتباه، حتی به صورت سهوی است زیرا ارتکاب کوچکترین گناه، مفارغت عملی آنان از قرآن کریم است و پیروی از آنان، مسلمانان را از ضلالت و گمراهی بیمه نمییکرد، نقض غرض از هدایت انسان‌ها توسط خداوند متعال می‌شد.

نکته ۳: اینکه حضرت می‌فرماید: با پیروی از آنان در برابر گمراهی مصونیت دارید دلیل روشنی بر عصمت آن‌ها است و دلیل روشنی است بر اینکه مسلمین با کنار گذاردن عترت، به ضلالت و گمراهی گرفتار شدند درصورتی که قرآن مؤمنین را فرموده:

وَلاَ تَهِنُوا وَلاَ تَحزَنُوا وَأنتُمُ الأعلَونَ آن کُنتُم مُّؤمِنِینَ؛ شما هرگز سستی نکنید و اندوهناک نباشید زیر شما بلند مرتبه ترین ملل دنیایید اگردر ایمان ثابت باشید. «آل‌عمران:۱۳۹»

نکته ۴: اینکه حضرت می‌فرمایند: ایندو امانت عظیم همیشه با هم هستند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند، نشانگر این مطلب است که همیشه در طول تاریخ اسلام، فردی از اهل بیت، به عنوان امام معصوم علیه السلام وجود دارد که همچون قرآن کریم شایستگی تمسک و پیروی دارد یعنی مقام بلند «امامت» و حقیقت «قرآن» کریم دو ثقل ثقیل و شریک هستند.

 

۳ ـ حدیث سفینه نوح

این حدیث را که از صحابه پیامبر اکرم از جمله ابوذر، ابن عباس و... نقل کرده‌اند و در کتب اهل سنت و شیعه ازجمله احقاق الحق، عبقات الانوار به این صورت ذکر شده است.

 

 

ابوذر در کنار خانه کعبه دست در حلقه در خانه کرده و می‌گفت: کسی که مرا می‌شناسد و هر کس مرا نمی‌شناسد بداند، من ابوذر غفاری هستم، از رسول خدا، شنیدم که می‌فرمود: «مَثَل اَهلِ بَیتی فیکُم کَمَثلِ سَفینة نوح فی قَوم نوح مَن رَکِبَها نَجی وَ مَن تَخَلَّفَ عَنها هَلَک؛ اهل بیت من در میان شما، همانند کشتی نوح‌اند در میان قومش، هرکس برآن سوار شود نجات میییابد و هر کس سوار نشود، هلاک می‌گردد.

آنچه که از این حدیث نبوی مشهود است آنکه بعد از پیامبر اسلام طوفان‌هایی، امت اسلامی را فرا میگیرد و بسیاری را در امواج خود غرق و هلاک می‌کند و برای رهایی از چنگال خطراتی که دین و ایمان و روح مردم را تهدید می‌کند، تنها یک نقطه امید وجود دارد و آن کشتی نجات اهل بیت آن حضرت هستند که تخلف و جدایی از آن به یقین مایه هلاکت است و آنچه مایه نجات است تنها محبت و دوستی آن خاندان نیست بلکه سخن از پیروی آن‌هاست چون فرزند نوح سوار کشتی نشد از حضرت نوح علیه السلام پیروی نکرد و هلاک شد.

دنیا همیشه مرکز طوفآن‌هاست یعنی در هر عصر و زمانی منادیات ضلالت و گمراهی وجود دارند و تنها تمسک به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام، مایه نجات است.

 

۴ ـ حدیث منزلت

در روایت مشهور و متواتر بین اهل سنت و تشیع اینگونه آمده است:

اَنتَ مِنّی بِمَنزِلَةِ‌هارُونَ مِن مُوسی اِلّا اَنَّهُ لا نَبیَّ بَعدی؛ تو برای من در مقام و منزلت همانند‌هارون برای موسی علیه السلام هستی جز اینکه بعد از من پیغمبری نخواهد بود.

این حدیث را پیامبر اکرم صلی الله و علیه و آله زمانی ایراد نمودند که برای غزوه تبوک از مدینه خارج می‌شدند و آن حضرت را به جانشینی خود در مدینه انتخاب کردند و غرض از خطاب «انت منی» به حضرت علی علیه السلام اثبات خلافت امیرالمؤمنین است زیر ا فرموده است: هر نسبتی که حضرت‌ هارون به حضرت موسی داشته، همان نسبت را به من داری و حضرت‌ هارون وصی حضرت موسی بوده است.

این حدیث بر خلافت و جانشینی حضرت علی علیه السلام دلالت دارد و اینکه نسبت حضرت علی علیه السلام در همه مراتب به رسول اکرم صلی الله و علیه و آله نزدیکتر است.

در کتاب غایه المرام، ۱۰۱ حدیث، روایت کرده در رابطه با حدیث منزلت و ابن ابی الحدید نیز در شرح نهج البلاغه جمع آوری نموده است.

 

۵ ـ حدیث باب العلم

قال رسول الله: اَنا مَدینَةُ العِلم وَ عَلیٌّ بابُها فَمَن اَرادَ العِلم فَلیَأتِ الباب؛ حضرت رسول اکرم صلوات الله علیه و آله می‌فرمایند: من شهر علم هستم و حضرت علی علیه السلام درب آن شهر است، پس هر کس طالب علم است از طریق او باید وارد شود.

به فرموده حضرت رسول صلی الله و علیه و آله: طریق رسیدن به حق و تقرب به آستان او، جز از طریق ولایت امیرالمؤمنین علی علیه السلام میسور نیست و شخصی که از غیر این آستان، علم و حکمت کسب کند از جمله عاصیان است.

 

۱- متن کامل خطبه غدیر  http://yon.ir/qxUze

  • سرباز گمنام

جبهه اقدام انقلاب اسلامی

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی